خرید بک لینک
❤️❤️❤️❤️عشقم ولنتاین مبارک❤️❤️❤️❤️یه متنی از دکتر شریعتی بود که دوسش داشتی" من ادعا نميکنم،که هميشه به ياد کسانی هستم که دوستشان دارم، اما ادعا میکنـم حتی در لحظاتی که يادشان نيستم با تمام وجود دوستش

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

عاشقان همه نام و نشانی دارندآنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم...چهارشنبه سوری امسال مثل سالهای قبلصدای ترقه و آتش بازی همه جای شهرو گرفته بود، مردم با ذوق و شور آتش روشن کرده بودن و بدهکار سردی آخر

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

لحظه تحویل سال اولین کسی که دوست دارم بهش تیریک بگم، بند دلم، عشق ده سالم، دختری هست به اسم عسل، شماره خاموششو میگیرم، نه لزوما به این که بفهمه، گوشی رو برداره و حرف بزنه، به این دلیل که من دوسش دارم.

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

حتما کسی را تازگی ها در نظر داری
لابد به غیر از من کسی را زیر سر داری

دیگر سراغی از دل تنگم نمی گیری
با اینکه از حال پریشانم خبر داری

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری

بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری

سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری

آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

تو این شب تاریک، خیلی احساس تنهایی میکنم، قبلشو نمیدونم دلم گرفت که بفکرت افتادم یا به تو فکر میکردم که دلم گرفت، چند تا آهنگ گذاشتم و تو این شرایط هر آهنگی درِ گوش من خونده بشه، یاد تو میفتم، ساکت شدم اما دلم آشوب میفته ...

پ ن:شب اینارو نوشتم و خوابیدم، صبح خواب دیدم خیابون راه میرم، دستامو بردم بالا و دارم از خدا گله میکنم، همین که دستهامو خاستم از بالا بیارم پایین، دست راستم به یکی برخورد، آره خودش بود...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 6:44

صفحه بندی